خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
551
نهج البلاغة ( فارسى )
169 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است چون نزديك بصره رسيد گروهى از اهل آن ديار عربى را نزد آن بزرگوار فرستاده بودند تا حقيقت حال او را با همراهان عائشه بر ايشان معلوم گرداند ( كه آيا آنان در اين جنگ حقّى دارند يا نه ) تا شبهه از آنها بر طرف شود ، پس امير المؤمنين عليه السّلام رفتار خود را با ايشان بيان كرد بطوريكه آن مرد دانست آن حضرت بر حقّ است ( و ايشان بر باطل ) پس ( بعد از اتمام حجّت ) به او فرمود : بيعت كن ، گفت : من رسول و فرستادهء گروهى هستم و از پيش خود كارى نمى كنم تا به نزد ايشان باز گردم ( و مشورت نمايم ) پس امام عليه السّلام فرمود : ( 1 ) آيا مى بينى ( به من بگو ) اگر كسانى كه از طرف آنها نزد من آمدهاى ترا پيشرو بفرستند تا زمينى كه در آنجا باران آمده ( و داراى آب و گياه است ) براى ايشان بيابى و به سويشان باز گشته آنان را از گياه و آب ( جائى كه يافتهاى ) خبر دهى و آنها از تو پيروى نكرده در زمينهاى بى آب و گياه فرود آيند ، تو چه خواهى كرد آن مرد گفت من آنان را رها ميكنم و مخالفت كرده به جائى كه داراى گياه و آب است مى روم ، پس امام عليه السّلام فرمود : ( 2 ) اكنون ( براى بيعت با من ) دستت را دراز كن ( زيرا براى يافتن گياه و آب « كه بقاء جسم و بدن انسان بسته به آنها است » اگر با تو مخالفت نمودند